تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
444
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
و بالجمله : پيش مشائين دو جوهر است كه مجموع آن دو جوهر ، جسم است و جوهر متصل صورت جسميه است و جوهر ديگرى كه محل آن است هيولى است و آن جوهرى كه منشأ آثار است صورت نوعيه مىباشد . إنّ الهيولى العمّ أعني ما حمل * قوّة شيء أثبتت كلّ الملل يعنى : آنچه قوهء شيئى را حمل مىكند ، همهء ملل آن را اثبات كردهاند . و به عبارت ديگر : هيولى به معناى حامل قوه و جوهرى كه بر او انفعالات عارض مىشوند ، پيش همهء ملل اتفاقى است و همچنين هيولى به حسب اين مفهوم ، معلوم الإنّية و الوجود است ؛ چون وقتى گفته مىشود : نطفه ، حيوان و بيضه ، جوجه و بذر ، نبات شد يا بايد در اين صورت گفت : نطفه باقى است ، پس لازم مىآيد نطفه در آنِ واحد هم نطفه و هم حيوان باشد و يا بايد گفت : نطفه به طور كلى باطل شده و حيوان موجود شده است ، در اين فرض نطفه حيوان نشده است ، بلكه به طور كلى باطل شده و حيوان از كتم عدم حاصل شده است و اين هم مثل فرض سابق باطل است . پس فرض ديگرى باقى مىماند و آن اينكه جوهرى است كه صورت نطفهاى از آن خلع شده و بر آن صورت حيوانيت پوشيده است و اين فرض اخير مصحّح اين است كه انسان بگويد : اين زرع از بذر آن ، و اين جوجه از بيضهء آن ، و اين انسان از نطفهء آن مىباشد . پس اينكه هيولى به حسب اين مفهوم ، معلوم الإنّية و الوجود است حتى نزد عامهء مردم ، ظاهر شد لكن نزاع در ماهيت آن است كه آيا ماهيت آن ، نفس جوهر متصل است ، يعنى همان نطفه مثلًا علقه شده است ؛ چنان كه رواقيون و افلاطون مىگويند . و يا جوهرى ابسط از آن جوهر متصل است و اين جوهر ابسط را مادة المواد گويند . و يا اجزاء لا يتجزى و جواهر افراد است چنان كه قائلين به جزء لا يتجزى مىگويند . و يا اينكه همان اجرام صغار صلبه است كه در تمام اين اختلافات و تغيرات موجود است و هر چه از عنصريت و ناميت و حيوانيت و غير آنها حاصل مىشود همه عوارض مىباشند ، چنان كه ذىمقراطيس مىگويد و فعلًا هم اروپاييان به همين قول قائل شده و